قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1083

تاريخ الفي ( فارسى )

كافر را در سمرقند مگذار ، الّا آنكه مهرى از گل بر دست او نهند و اگر پيش از آنكه گل خشك شود از شهر بيرون نيايد بفرماى تا بكشندش . همچنين هركه با سلاح باشد در ساعت او را بكش . چون شب درآيد در شهر ببند و اگر از كافران كسى در شهر ماند او را بكش . القصّه ، او را به نوعى سياست كن كه مادهء فساد و فتنه بالكليّه منقطع گردد . و نيز در تاريخ طبرى مذكور است كه در اين سال طارق [ بن زياد ] مولاى موسى بن نصير بعد از فتح اندلس به عزم تسخير طليطله « 1 » - كه از ولايت اندلس تا به آنجا بيست مرحله است - بيرون رفت . چون به حدود طليطله رسيد شنيد كه مائدهء سليمان بن داود در كنار اين درياست . پس متوجّه آنجا شده چندان زر و جواهرات بر آن مائده يافت كه محاسب و هم از حساب آن عاجز است . بعد از آن به جانب مدينهء طليطله رفته فتح نمود . از خاصيّت زمين طليطله آن است كه هرگز در آن زمين مرده از هم نمىپاشد . و در اكثر كتب معتبره مسطور است كه اصحاب كهف در جانب غربى شهر طليطله در غارى درآمدند كه آن را « جنان الورد » گويند و تا اين زمان ابدان ايشان به حال خود تازه است . و از اين سال - كه تاريخ هشتاد و سيم است از رحلت سيّد البشر است - تا تاريخ چهارصد و هفتاد و هفت سال هجرى مدينهء طليطله در دست اهل اسلام بود و در تاريخ مذكور اهل فرنگ [ آن را ] از دست يحيى بن ذى النّون ، كه ملقّب به قادر باللّه بود ، گرفتند و الحال آن شهر در دست فرنگ است . و در تاريخ مصر ، كه مسمّى به نجوم الزاهره است ، آورده كه هم در اين سال هشتاد و سيم از رحلت ، موافق نود و سيم از هجرت ، محمّد ثقفى حجّ بن داراهر [ را ] ، كه سند در تصرّف او بود ، به قتل رسانيد . و مىگويند كه شطرنج اختراع اوست . و هم در اين سال قاسم بن محمّد ثقفى هندوستان را فتح كرد . و هم در اين سال وليد بن عبد الملك ، عمر بن عبد العزيز را از امارت مدينه معزول ساخت و ايالت آن بلده را به حجّاج بن عثمان داد . منشأ اين آن بود كه عمر بن عبد العزيز هميشه در باب ظلم و تعدّى حجّاج بن يوسف بر اهل عراق به وليد مىنوشت و جزئيات ظلم و تعدّى كاركنان حجّاج را به امراى شام خاطرنشان مىنمود . حجّاج اين معنى را دانسته درصدد آن شد كه عمر بن عبد العزيز را از حكومت مدينه عزل نمايد . بنابراين مكتوبى نوشت به وليد بن عبد الملك ؛ مضمون آنكه : « جمعى كثير از اهل عراق به مكّه و مدينه رفتند و من مىترسم كه از ايشان فتنه ظاهر شود

--> ( 1 ) . طلطيله [ تولدو Toledo ] : چه در گذشته و چه در حال از بزرگترين شهرهاى اسپانيا به شمار مىآمده است . در زمان باستان اين شهر پايتخت كارپتنيان بوده است و در كتاب مورّخ رومى « تيتلف » آمده و وى آن را « طليطم » خوانده ؛ - لغتنامهء دهخدا .